کد خبر : 6609
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۰

استخدام کارگران نفتی در زمان گذشته چگونه بود؟

استخدام کارگران نفتی در زمان گذشته چگونه بود؟
آنچه مي خوانيد، مطلبي است به قلم عيسي قیصري، بازنشسته صنعت نفت و نويسنده كتاب هايي چون "فرهنگ عاميانه ماه شهر" و "مثل هاي ماه شهري" كه با اندكي دخل و تصرف از نظرتان مي گذرد. ؛

به گزارش نفت آنلاین ، همزمان با پایان جنگ جهانی دوم و خروج نیروهای متفقین از ایران و بیکاری تعداد زیادی از کارگرانی که در تخلیه و بارگیری کالاها و سایر امور خدماتی مربوط به نیروهای متفقین در بنادر جنوب و شمال کشور مشغول به کار بودند، شرکت نفت انگلیس و ایران، طرح­ های توسعه مناطق نفتخیز آغاجاری، گچساران، بی­بی حکیمه، پازنان، بندر صادراتی ماهشهر و پالایشگاه آبادان را به اجرا درآورد.

اجرای این طرح­ ها به تعداد زیادی نیروی انسانی نیاز داشت که چون در آن زمان پیمانکارانی که بتوانند طرح­های توسعه صنعت نفت را اجرا نمایند در ایران وجود نداشت، شرکت نفت به ناچار برای کلیه گروه­ های شغلی (به استثنای برخی مشاغل ساده مانند نگهبانی از اموال و تأسیسات در بیابان­ ها و تخلیه و بارگیری کالا)، نیروهای واجد شرایط را مستقیماً استخدام می­نمود. این کارگران پس از طی دوره ­های آموزشی اولیه، در کارهای اجرایی مورد نظر مشغول به کار می­ شدند.

نحوه استخدام کارگران در بندر صادراتی ماهشهر در آن زمان به این ترتیب بود که کلیه متقاضیان کار، در جلوی کارگزینی کارگران که در آن زمان به آن Labour Office)) می­ گفتند به صف می­ ایستادند. در این صف از نوجوان دوازده ساله تا مردان پنجاه ساله دیده می­ شدند.

پس از شروع وقت اداری، یکی از کارمندان کارگزینی در حالی که دست ه­ای کاغذ یادداشت در دست داشت به ابتدای صف می­آمد و از اولین نفر سوالتی را می پرسید از جمله این که: چند سال داری؟ با چه حرف ه­ای آشنا هستی؟ چه میزان سواد داری؟ خدمت سربازی را انجام داده ­ای؟ و …

کارگران پالایشگاه آبادان

در پایان چنانچه فرد مصاحبه شونده از نظر کارشناسی که مصاحبه را انجام می داد، واجد شرایط شناخته می شد، یادداشتی دریافت می کرد تا برای انجام مراحل استخدام به دفتر کارگزینی برود. این پرسش و پاسخ تا آخرین نفری که در صف ایستاده بود ادامه می ­یافت و کسانی که یادداشتی برای استخدام دریافت نکرده بودند، متفرق می ­شدند.

افراد پذیرفته شده در مصاحبه سرپایی، صف جدیدی در جلوی دفتر کارگزینی تشکیل می­ دادند و سپس به نوبت وارد دفتر می­ شدند. پس از اخذ شناسنامه و سایر مدارک از این افراد، مشخصات آنها در فرمی وارد می­شد و این فرم را به دست او می ­دادند تا به مسئول واحد اجرایی مورد نظر مراجعه و روی آن فرم تأییدیه مسئول اداره را دریافت نماید.

مرحله بعدی انجام معاینات پزشکی بود. مسئول مربوطه در کارگزینی فرم انجام معاینات پزشکی را که جهت حصول اطمینان از سلامت کارگر طراحی شده بود، تکمیل و او را جهت انجام معاینات، روانه درمانگاه می­ نمود.

در آن زمان درمانگاه بندر ماهشهر در یک ساختمان تونلی شکل که شامل سه اتاق تو در تو بود قرار داشت. کادر این درمانگاه شامل یک پزشک هندی، یک دستیار ایرانی، یک مسئول پانسمان و یک یا دو کارگر خدماتی بود.

احداث خط لوله

فرد متقاضی کار که جهت معاینه به درمانگاه اعزام شده بود، برگه خود را به دستیار پزشک ارائه می­ نمود. دستیار به اتفاق متقاضی کار وارد اتاق پزشک می­ شدند و پزشک پس از برانداز کردن متقاضی، به دستیار خود دستور می­ داد تا او را معاینه کند. در صورتی که مراجعه کننده معلولیت ظاهری نداشت، دستیار پزشک، میزان بینایی او را می­ سنجید و نتیجه را روی برگ معاینه می ­نوشت و به دکتر نشان می­ داد. در صورتی که میزان دید او برای انجام وظیفه مناسب بود، دکتر در همان ورقه، سالم بودن او را برای استخدام تأیید می­ کرد. البته این معاینه برای متقاضیان مشاغلی مانند رانندگی و جوشکاری با دقت بیشتری و در درمانگاه صنعتی آبادان انجام می شد.

 افرادی که ا سلامت آنها ز نظر پزشکی مورد تأیید قرار گرفته بود، پس از مراجعه به کارگزینی،  انگشت­ نگاری می شدند. این کار با جوهری مخصوص و با دقت از ده انگشت دو دست و وی ورقه مخصوص انجام می گرفت. پس از انگشت­ نگاری، شماره کلاس کار به کارگر اختصاص می­ یافت و او جهت شروع به کار موقت، به واحد ذیربط فرستاده می­ شد. همچنین یک نسخه از برگ انگشت­ نگاری و یک نسخه از برگ استخدام، به کارگزینی مرکزی در آبادان ارسال می­ شد.

در آن زمان چنانچه کارگری به هر دلیلی غیر از غیبت طولانی، از کار اخراج گردیده بود، نامش در فهرست سیاه یا Black List قرار می گرفت. به این ترتیب که اسم و اثر انگشت او در فهرستی خاص ثبت می شد و او دیگر هیچ گاه نمی­توانست در شرکت نفت استخدام شود.

اما تجربه نشان داده بود که این گونه افراد برای استخدام مجدد از شناسنامه برادر و یا سایر بستگان استفاده می­ کردند. به همین دلیل برای کنترل اثر انگشت تازه استخدام­ ها با لیست سیاه، واحد انگشت­ نگاری آبادان ایجاد شد که در رأس آن یک کارشناس انگشت­ نگاری قرار گرفته بود. ظاهرا او در کار خود خیلی خبره بود و از آنجا که سبیل­ های بلندی داشت در بین کارگران به «سبیلو» معروف بود.

برگه ­های انگشت­نگاری تازه استخدام­ ها جهت بررسی در اختیار این شخص قرار می­ گرفت. در صورتی که اثر انگشت یکی از افراد با یکی از آثار انگشت­ نگاری موجود در لیست سیاه مطابقت داشت، آن شخص فوراً از کار اخراج می­ شد و در غیر این صورت، شماره ردیف دائم یا همان Bs.Number به او ابلاغ می­ گردید. موزه نفت

خبرهای مرتبط
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

محمد چهارشنبه , ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۳

این داستان واقعی است چنانچه پدر من هم از این مستر سیبیلو یاد می‌کرد. پدر من هم با یک شناسنامه فرد دیگری استخدام شد چون ۱۲ سالش بود و استخدام نمی کردن با شناسنامه یک فرد ۳۰ ساله استخدام می شود. همه اینها در یک روز بود. سال ۱۳۲۴ شمسی بازنشسته ۱۳۷۴٫
البته پدرم سال ۳۲ مدارک اصلی خود را آورد و پرسنلی این مدارک را با شناسنامه قبلی عوض کرد.
ای فیدوس
هندونه ی شرط کاردمون فطیر دراومد.

آخرین اخبار

عضویت در خبرنامه نفت آنلاین